سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
زندگی
زندگی


 سلام دوستای گلم


خوبید؟


دلم براتون تنگ شده ولی فقط میتونستم نظراتونو ببینم


خیلی دوستون دارم و بابت نیومدنم معذرت میخوام...



 


من صبورم اما...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم

تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم

و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک مغمونم

من صبورم اما...

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم

من صبورم اما...

این بغض گران صبر نمی داند چیست!!!!


نوشته شده در جمعه 29/7/90ساعت 5:53 عصر توسط مرضیه نظرات ( ) |



همه ی زندگیمون درد

همه ی زندگیمون غم


جلوی آینه نشستم

وسط فکرای درهم

واسه چی ادامه میدم ؟

نمی دونم یا نمی گم

دیگه هیچ فرقی نداره

بغل ِ تو با جهنم

جلوی آینه نشستم

خوابم و بیدارم انگار

پشت سر کابوس رفتن

روبروم دیواره دیوار


پشت سر حلقه ی آتیش

روبروم یه حلقه ی دار

غم ِ اولین سلام و آخرین خدانگهدار

خسته ام ، یه تیکه سنگم

خالی ام ، یه تیکه چوبم

مثه یه قایق ِ متروک

توی دریای جنوبم

جلوی آینه نشستم

به نبودن مشت می کوبم

به همه می گم که خوبم!

همه چی گندم و سیبه

هوا بدجور سرده انگار

دستای همه تو جیبه

باغمون گل داده اما

هر درختش یه صلیبه

ماهیه بیرون از آبم

حالم این روزا عجیبه

جلوی آینه نشستم

بی سوالم ، بی جوابم

نه چشام وا میشه از اشک

نه می تونم که بخوابم

مثه گنجشک توی طوفان

مثه فریاد زیر آبم

مثه آشفته ی موهات

مثه چشم تو خرابم

داشت انگاری می ترکید

درد دنیا تو سرم بود

منو تو هوا رها کرد

هر کسی بال و پرم بود

روزای بدم که رفتن

وقت روز بدترم بود

این شبانه ، این ترانه

گریه های آخرم بود





نوشته شده در جمعه 25/6/90ساعت 12:8 صبح توسط مرضیه نظرات ( ) |

گاهی اقات


احتیاج به یه آدمی داری?
یه دوستی?
که وایسته رو به ‌روت
که توی چشمات نگات کنه
و محکم بزنه تو گوشت
که تو? صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی
ببینی که خشمگینه?
ببینی که از دستت عصبانیه
توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره
ببینی که دوستته.
که نگاش کنی? همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده?
که بهت بگه « تو چته؟ بسه? به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه ..
که تو یه هو بلرزی?
که بری بغلش?
که بغلت کنه?
همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت? توی موهات?
که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش?
که تو چشمات رو ببندی?
روی شونه‌ش گریه کنی?
بلرزی?
و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »



 






نوشته شده در جمعه 11/6/90ساعت 12:20 صبح توسط مرضیه نظرات ( ) |

      از اینکه همیشه برایت سادگی کرده ام


و تو هنوز به من شک داری        .. که دوستت دارم یا نه    


    احساس خوبی ندارم


اصلا معنی دوست داشتن را میدانی؟؟؟     


       مهم نیست !


     من به سادگی هایم ادامه میدهم


     تو به شک هایت...


                میدانم روزی میرسد که هر دو به باورهایمان می رسیم..


     شاید" تلخی های دوست داشتن "را همان روز بفهمی! 


     


         


نوشته شده در چهارشنبه 2/6/90ساعت 1:45 عصر توسط مرضیه نظرات ( ) |

عاشقانه - -   > www.Kocholo.org <


 


کلافه و بی قرارم ، خبری از گذر زمان ندارم !
دستهایم میلرزد ، اینک روز است یا شب ، این را هم نمی دانم
تنها دردی در سینه دارم و بغضی
  که گلویم را می فشارد
تمام وجودم سرد است ، سیاهی لحظه هایم کار سرنوشت است
من دیوانه چقدر ساده بودم ، من عاشق چقدر بیچاره بودم
نمیخواستم عاشق شوم ، قلبم اسیر رویاهایم شد
رویاهایی که با تو داشتم ، کاش یاد تو را در خاطرم نداشتم
خواستم تو را فراموش کنم ، فراموشی را فراموش کردم
خواستم اشک نریزم ، یک عالمه بغض در گلویم را جمع کردم
کلافه و بی قرارم ، مثل این است که دیگر هیچ امیدی ندارم
سادگی من بود که بیش از هرچیزی مرا میسوزاند،
کاش به تو اعتماد نمیکردم ، کاش تو را نمیدیدم و راه خودم را میرفتم
کاش لحظه ای که گفتی عاشقمی ، معنای عشق را نمیدانستم
همه جا مثل قلبم دلگیر است ، همه جا مثل چشمانم خیس است
همه جا مثل غروبها ، مثل پاییز و مثل این روزها نفسگیر است
همیشه میگفتم بی خیال ، اما اینبار بی خیالی به من گفت بی خیال
همیشه میگفتم میگذرد میرود ، اما اینبار گذشت و چیزی از یادم نرفت!


 


http://fc02.deviantart.com/fs13/f/2007/061/d/4/black_rose__im_sorry_by_tsaii.jpg


نوشته شده در جمعه 28/5/90ساعت 4:28 عصر توسط مرضیه نظرات ( ) |


کد قالب جدید قالب های پیچک




مرتضی پاشایی

تو رفتی

آرشیو کد آهنگ

دانلود همین آهنگ